
یک نفس با دوست بودن همنفس
آرزوی عاشقان این است و بس
واحه های دور دست دل کجاست
تا بیا سا ییم در خود یک نفس ؟
واحه های گم که آنجا کس نیافت
رد پایی از نگاه هیچ کس
خسته ام از دست دل های چنین
پیش پا افتاده تر از خار و خس
ارتفاع بال ها : سطح هوا
فرصت پروازها : سقف قفس
خسته از دل خسته از این دست دل ,
ای خوشا دل های دور از دسترس
زن نگیرید اگه آشپزی بلد نیستید!
زن نگیرید اگه شستن ظرف و جارو کردن و نظافت بلد نیستید
!
زن نگیرید اگه تحمل شنیدن حرف زور رو ندارید
!
زن نگیرید اگه عاشق مسافرت های مجردی و یا اهل گردش و تفریح هستید
!
زن نگیرید اگه می خواهید زیاد عمر کنید
!
زن نگیرید اگه از تاسی و سفید شدن مو هراس دارید
!
زن نگیرید اگه فکر میکنید حقوق چند صد هزار تومنی شما برای زندگیتون کافیه
!
زن نگیرید اگه به فکر استقلال فردی و آزادی بیان هستید
!
زن نگیرید اگه از جثه ضعیف و نحیفی برخوردارید و به فنون رزمی آشنایی ندارید
!
زن نگیرید اگه اهل ذوق و شوق هستید و به دونبال یک سوژه رمانتیک می گردید
!
زن نگیرید اگه گوش شنوا برای شنیدن بعضی حرف ها رو ندارید
توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست
توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن
توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه
توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه
توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه
توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه
توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه
توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه
توي ژاپن: جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست
توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن
توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه
توي فرانسه: خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه
توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه
توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما« تکرار ميشه
توي نروژ: معشوقه ء دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه
توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه

پري ناز كوچولو
رفتي خونم شده ويرون
دلم از بي كسي خونه نميتونه كه بخونه
نمي تونه كه بخونه
حرفايه نگفته مونده ولي دل بايد بدونه
اون كه رفته ديگه رفته نمي خواد ديگه بمونه
نمي خوام كه باز بيايي
اون چشماتؤ من ببينم
خاطرات باز جون بگيرن
باز دوباره من بميرم
نمي خوام كه باز بيايي توي تاريكيم بسوزي
آخه حيف تو عزيزم كه با من با من بمون
عزيزم سرت سلامت هر جا رفتي هر جا هستي
برو كه دنيا دو روزِ قلب تو هيچ وقت نسوزِ
نازنين اينو هيچ وقت نخوندم
كه تو رو گريون ببينن
الهي برات بميرم اشكتُ هيچ وقت نبينم
عزيزم اينو ميخونم كه دلم آروم نداره
آخه طفلكي ميسوزه
طفلكي بي تو ميسوزه
پري ناز كوچولو
نگو قسمتم همين بود
نگو سرنوشت نوشته
سهم من از تو همين بود
عزيزم غمت نباشه
برو كه روبرو نوره
برو ما تنها مي شينيم
تنها با عشقت مي ميريم
|
| ||
|
هر كس در شب ستاره داشت و شب ها مونس تنهائیش بود ستاره من هم تو بودی تو كه تنها مونس تنهائیم بودی كسی كه تمام دلتنگیم را برایش باز گو می كردم چه آسمانها وچه كهكشانهائی كه به ستاره من حسادت می ورزیدند شب دلتنگیم درست از آن زمان آغاز شد كه تو رفتی رفتی برای همیشه رفتنت همانند خزانی زود هنگام بود بر بهار دلم تمام غنچه های دلم در اوج ناباوری ریخت ریخت و پر پر شد گلبرگ هایش را جمع كردم و با همراه عطر یادت در گوشه از طاقچه اتاقم گذاشتم تا ترنم آن همیشه اتاقم را خوش بو كند تا از بوی خوش او قناری ام آواز سر خواند هنوز هم تنها بهانه آواز قناریم بوی خوش تو در فضای دلم هست اشكهائی كه از رفتن تو از چشمم سرازیر شد رو گوشه ای خلوت رفتم و ریختم تا كسی ندونه كه دردم چیه ولی آخرش نشد و مثل یك آتشفشان خاموش كه روزی شعله اون سر به آسمون می كشه از دلم بیرون ریخت و چیزی رو كه مدتها تو دلم نگه داشته بودم و اون غم هجر تو بود همه فهمیدن براستی نمی دونم چرا همیشه سرنوشت گل پژمرده شدنه؟؟ چرا سونوشت پروانه سوختنه ؟؟ چرا سرنوشت برگ ریختن و افتادنه ؟؟ آیا واقعا باید سرنوشت آدم فراموش شدن باشه ؟؟!! و سرنوشت دل هم همیشه باید شكست باشه؟ نمی دونم خدا چی باید بگم شاید قسمت دل هم من شكستن بود ولی خودت خوب می دونی كه خیلی زود شكست زمونی شكست كه اصلا معنی شكست رو نمی دونست نمی دونست وقتی دلی شكست دیگه نمی تونه بلند بشه می دونید اون همیشه دوست داشت من بهترین باشم دوست داشت كه جوری باشم كه بهم افتخار كنه ولی همیشه طوری بود كهاون باعث افتخار من بود آخه اون بهترین بود ولی دست روزگار بهترین رو ازم گرفت روزگار كاری كرد كه صدای قناریم دلگیر بشه ولی چیزی كه هست و بارها و بارها گفتم اینه كه هنوز هم اون بهترینه | ||
منو عشق آسمونیت منو اون نا مهربونیت منو حرفای نگفته منوکشته زخم دوریت
منو باور نگاهت منو حادثه های خامت من و تو و یاد و خیالت
من و تو خاطرهامون من و تو همه نگامون
نشدم جدا یه لحظه من اسیر لحظه هامون
گفتی نمی خوای بمونی کنارم برو دیگه باهات کاری ندارم
واسه عشق آسمونیتون همه مهربونی تو دلم جایی برات ندارم
گفتم نمی خوای ببینی کی هستم همه زندگیمو پای تو بستم
بیا خستم منتظر نشستم نگو مستم قلبمو شکستم
یادته شبای پر غم و غصته نمی خواستم ببینم اشک چشاتو
حالا نیستی ببینی دارم میمیرم واسه دیدن یه لحظه خندهاتو
همه زندگیم بود به پای تو بودن نفسم بود برای تو
ولی راحت کردی تو فراموشم فکر کردی شمعمو من تموم می شم
سرت شلوغه آخه وقت نداری همگانی شدی تو که شان نداری
تو که می گفتی چیزی کم نداری وقتی با منی هیچ وقت غم نداری
پس دیدی زیر پات له شدم تو مه شکنو منم مه شدم
می خوام باهم باشیم هنوز تا ابد اگه این دستو نبردم بریم دست بعد
یادته شبهای پر غم و غصته نمی خواستم ببینم اشک چشاتو
حالا نیستی ببینی دارم میمیرم واسه دیدن یه لحظه خندهاتو
منو عشق آسمونیت منو اون نا مهربونیت منو حرفای نگفته منوکشته زخم دوریت
منو باور نگاهت منو حادثه های خامت من و تو و یاد و خیالت
من و تو خاطرهامون من و تو همه نگامون
نشدم جدا یه لحظه من اسیر لحظه هامون
گفتی نمی خوای بمونی کنارم برو دیگه باهات کاری ندارم
واسه عشق آسمونیتون همه مهربونی تو دلم جایی برات ندارم
گفتم نمی خوای ببینی کی هستم همه زندگیمو پای تو بستم
بیا خستم منتظر نشستم نگو مستم قلبمو شکستم
یادته شبای پر غم و غصته نمی خواستم ببینم اشک چشاتو
حالا نیستی ببینی دارم میمیرم واسه دیدن یه لحظه خندهاتو
همه زندگیم بود به پای تو بودن نفسم بود برای تو
ولی راحت کردی تو فراموشم فکر کردی شمعمو من تموم می شم
سرت شلوغه آخه وقت نداری همگانی شدی تو که شان نداری
تو که می گفتی چیزی کم نداری وقتی با منی هیچ وقت غم نداری
پس دیدی زیر پات له شدم تو مه شکنو منم مه شدم
می خوام باهم باشیم هنوز تا ابد اگه این دستو نبردم بریم دست بعد
یادته شبهای پر غم و غصته نمی خواستم ببینم اشک چشاتو
حالا نیستی ببینی دارم میمیرم واسه دیدن یه لحظه خندهاتو
منو عشق آسمونیت منو اون نا مهربونیت منو حرفای نگفته منوکشته زخم دوریت
منو باور نگاهت منو حادثه های خامت من و تو و یاد و خیالت
من و تو خاطرهامون من و تو همه نگامون
نشدم جدا یه لحظه من اسیر لحظه هامون
گفتی نمی خوای بمونی کنارم برو دیگه باهات کاری ندارم
واسه عشق آسمونیتون همه مهربونی تو دلم جایی برات ندارم
گفتم نمی خوای ببینی کی هستم همه زندگیمو پای تو بستم
بیا خستم منتظر نشستم نگو مستم قلبمو شکستم
یادته شبای پر غم و غصته نمی خواستم ببینم اشک چشاتو
حالا نیستی ببینی دارم میمیرم واسه دیدن یه لحظه خندهاتو
همه زندگیم بود به پای تو بودن نفسم بود برای تو
ولی راحت کردی تو فراموشم فکر کردی شمعمو من تموم می شم
سرت شلوغه آخه وقت نداری همگانی شدی تو که شان نداری
تو که می گفتی چیزی کم نداری وقتی با منی هیچ وقت غم نداری
پس دیدی زیر پات له شدم تو مه شکنو منم مه شدم
می خوام باهم باشیم هنوز تا ابد اگه این دستو نبردم بریم دست بعد
یادته شبهای پر غم و غصته نمی خواستم ببینم اشک چشاتو
حالا نیستی ببینی دارم میمیرم واسه دیدن یه لحظه خندهاتو
"ايروبيك" چيست؟
ايروبيك يعني فعاليتي كه عضلات بزرگ را به كار ميگيرد حداقل 12 دقيقه با حالت ريتميك و موزون. در شرايطي كه سرعت و شدت تمرين قابل تحمل است و نياز بدن به استفاده از اكسيژن براي مدتي افزايش مييابد، اين فعاليت انجام ميگردد. «ايروبيك» جزو فعاليت هوازي ( شدت تمرين بالاست و مدت تمرين پايين است).
از نظر پزشكي، اين ورزش سيستم قلب، عروق، تنفس را تعليم ميدهد و با سرعت و بازدهي بالا اكسيژن را ميگيرد و به قسمتهاي مختلف بدن ميدهد، تنفس يكنواخت از دهان و بيني توأم انجام ميشود و باعث تبادل اكسيژن و دي اكسيد كربن، كنترل قند خون، كنترل فشار خون و كم كردن وزن اضافي بدن خواهد شد.
ايروبيك وسيلهاي مؤثر براي جلوگيري از افسردگي، بيحوصلگي، بيتابي است، چون هورمون اندروفين در بدن توليد ميشود و باعث ايجاد نشاط، تمركز ذهن و بالا رفتن خلاقيت فكري ميشود. براي خواندن توضيحات تكميلي كليك كنيد
بررسي اثرات حركات ايروبيك و بدنسازي بر سلامتي افراد
حركات ايروبيك و بدنسازي پايه تمام ورزشهاست.
رفعت شمس مداح مربي و داور آمادگي جسماني و ايروبيك و كار با دستگاه (بادي بيلدينگ) در مقالهاي به بررسي اثرات حركات ايروبيك (بدون وزنه) و بدنسازي بر روي سلامتي افراد پرداخته است كه به شرح ذيل ارائه ميشود:
«تمام مردم چه در ايران و چه در جهان معتقدند كه ورزش از هر نوع كه باشد براي شادابي و سلامتي مؤثر و مفيد است و كمتر كسي است كه ذاتا از ورزش متنفر باشد. اكثر مردم ورزش كردن را دوست دارند ولي به دلايل مختلف اعم از كمبود وقت، مشغله زياد، تنبلي و . . . از آن گريزانند. بايد همه مردم را آگاه كرد كه «ورزش» انجام حركات سنگين و تمرينات سخت نيست و حتما نياز به محل مناسب، وقت زياد و انرژي فراوان ندارد، بلكه ميتوان در خيابان، منزل و محل كار نيز شروع اوليه را انجام داد.
حركات ايروبيك (بدون وزنه) و حركات بدنسازي (با هالتر، دمبل، وزنه، سيمكش و . . .) كه پايه تمام ورزشهاست را ميتوان نه تنها در باشگاه ورزشي بلكه در منزل و محل كار هم، به مدت 15 تا 20 دقيقه انجام داد.
يك كشتيگير، يا يك فوتباليست و ورزشكاران ديگر رشتهها بايد اين دو نوع را، البته به صورت نيمه حرفهاي در خلال تمريناتشان انجام دهد. حتي خلبانان جت، بايستي روزانه يك ساعت حركات بدنسازي با وزنه انجام دهند و عضلات گردن، شانه، سينه و پايشان را تقويت كنند تا هنگام سرعتهاي بالا و پروازهاي مانوري، به دليل عدم رسيدن خون به مغز و سر كه دچار نابينايي موقت ميشوند، اين عضلات به كمك آنها بيايد و باعث پمپاژ بهتر خون گرديده و در نتيجه دچار مشكل نشوند.
بدنسازي (كار با دستگاه)
هالتر، وزنه، دمبل، چوب كش، سيمكش جزء فعاليتهاي قدرتي و غيرهوازي محسوب ميشوند كه جز لاينفك (جدا شدني) از تمرينات روزمره ايروبيك هستند. از نظر پزشكي بهترين راه براي جلوگيري از پوكي استخوان است زيرا عمل كلسيمسازي روي استخوانها انجام ميشود و در افزايش توان و استقامت عضلات مؤثر است، نقش مهمي در ايجاد اعتماد به نفس و رضايتمندي از جسم دارد و باعث كاهش خطر پوكي استخوان و بهبود هماهنگي بدن ميشود.
اگر يك خانواده چند نفره فرصت يا هزينه رفتن به باشگاه ورزشي را ندارند ميتوانند با وسايل كم به صورت دستهجمعي به مدت 20 دقيقه يا بيشتر در منزل تمرينات ايروبيك و بدنسازي را انجام دهند.
فاكتورهاي سن
هر سني براي شروع بدنسازي و ايروبيك مناسب است، به شرطي كه صحيح انجام شود. اين ورزش براي سنين مختلف از خردسالان تا بزرگسالان و حتي كودكان استثنايي مفيد است و به دليل حالت ريتميكي كه دارد در يادگيري حركات به افراد كمك ميكند. بهترين سن براي تمرينات بدنسازي از 15 سالگي به بعد است زيرا كودكان پيش از سن بلوغ، نبايد اقدام به انجام ليفتهاي پرقدرت و سنگين نمايند. در عوض ميتوان از وزنههاي سبك با تكرار 10 يا 15 بار تمرينات را همراه با مربيان يا والدين انجام داد كه بهترين ورزش براي آنها "ايروبيك" است.
ولي براي زنان بالاي 40 سال، بهترين ورزش تمرين با وزنه است، البته براي اين سنين كه تصميم به شروع تمرين با وزنه را دارند، بهتر است كه با مشورت پزشك معالج و انجام آزمايش تراكم استخوان و يك نوار قلبي، اين ورزش را آغاز كنند. از طرفي افراد مسن بايد مراقب بافتهاي نرم خود باشند و با بالا رفتن سن، وزنههاي سبكتر را مورد استفاده قرار دهند. افراد با سازگاري و تطابق تمرين ميتوانند تا اواخر 50 و اوايل 60 سالگي در حاليكه تنها كمي از قدرت خود را با افزايش سن، افزايش دهند، از وزنههاي سنگين براي تمرين استفاده كنند.
ايروبيك در زنان
خانمها تصور ميكنند اگر با دستگاه، تمرين بدنسازي كنند، بدن آنها عضلاني ميشود، در اين رابطه بايد گفت كه ميزان عضلاني شدن و جذابيت به اين رشته، بين خانمها و آقايان و افراد مختلف، تفاوت دارد. زيرا بدن خانمها به علت اختلاف هورموني با آقايان واكنش متفاوت به اين تمرينات نشان ميدهد. چون هورمون تستترون نقش تعيينكننده در تقويت و بهبود حجم عضلاني دارد و در زنان مقدار اين هورمون كم است، در نتيجه تمرينات با وزنه موجب عضلاني شدن آنها نميشود، بلكه خانمها ميتوانند با برنامه خاص و تمرين با وزنه، عضلات خود را سفتتر كنند. قبل از رسيدن به سن سالمندي و عوارض پيري بهترين ورزش براي بانوان، تمرين بدنسازي (كار با دستگاه) است. زيرا با توجه به محسناتي كه گفته شد، تمرينات قدرتي بهترين راه براي جلوگيري از پوكي استخوان و . . . ميباشد.
همچنين توصيه ميشود انجام تمرينات ورزشي با برنامهي تغذيهاي مناسب همراه باشد.
|
| ||
|
هر كس در شب ستاره داشت و شب ها مونس تنهائیش بود ستاره من هم تو بودی تو كه تنها مونس تنهائیم بودی كسی كه تمام دلتنگیم را برایش باز گو می كردم چه آسمانها وچه كهكشانهائی كه به ستاره من حسادت می ورزیدند شب دلتنگیم درست از آن زمان آغاز شد كه تو رفتی رفتی برای همیشه رفتنت همانند خزانی زود هنگام بود بر بهار دلم تمام غنچه های دلم در اوج ناباوری ریخت ریخت و پر پر شد گلبرگ هایش را جمع كردم و با همراه عطر یادت در گوشه از طاقچه اتاقم گذاشتم تا ترنم آن همیشه اتاقم را خوش بو كند تا از بوی خوش او قناری ام آواز سر خواند هنوز هم تنها بهانه آواز قناریم بوی خوش تو در فضای دلم هست اشكهائی كه از رفتن تو از چشمم سرازیر شد رو گوشه ای خلوت رفتم و ریختم تا كسی ندونه كه دردم چیه ولی آخرش نشد و مثل یك آتشفشان خاموش كه روزی شعله اون سر به آسمون می كشه از دلم بیرون ریخت و چیزی رو كه مدتها تو دلم نگه داشته بودم و اون غم هجر تو بود همه فهمیدن براستی نمی دونم چرا همیشه سرنوشت گل پژمرده شدنه؟؟ چرا سونوشت پروانه سوختنه ؟؟ چرا سرنوشت برگ ریختن و افتادنه ؟؟ آیا واقعا باید سرنوشت آدم فراموش شدن باشه ؟؟!! و سرنوشت دل هم همیشه باید شكست باشه؟ نمی دونم خدا چی باید بگم شاید قسمت دل هم من شكستن بود ولی خودت خوب می دونی كه خیلی زود شكست زمونی شكست كه اصلا معنی شكست رو نمی دونست نمی دونست وقتی دلی شكست دیگه نمی تونه بلند بشه می دونید اون همیشه دوست داشت من بهترین باشم دوست داشت كه جوری باشم كه بهم افتخار كنه ولی همیشه طوری بود كهاون باعث افتخار من بود آخه اون بهترین بود ولی دست روزگار بهترین رو ازم گرفت روزگار كاری كرد كه صدای قناریم دلگیر بشه ولی چیزی كه هست و بارها و بارها گفتم اینه كه هنوز هم اون بهترینه | ||
|
| |
|
منو عشق آسمونیت منو اون نا مهربونیت منو حرفای نگفته منوکشته زخم دوریت منو باور نگاهت منو حادثه های خامت من و تو و یاد و خیالت من و تو خاطرهامون من و تو همه نگامون نشدم جدا یه لحظه من اسیر لحظه هامون گفتی نمی خوای بمونی کنارم برو دیگه باهات کاری ندارم واسه عشق آسمونیتون همه مهربونی تو دلم جایی برات ندارم گفتم نمی خوای ببینی کی هستم همه زندگیمو پای تو بستم بیا خستم منتظر نشستم نگو مستم قلبمو شکستم یادته شبای پر غم و غصته نمی خواستم ببینم اشک چشاتو حالا نیستی ببینی دارم میمیرم واسه دیدن یه لحظه خندهاتو همه زندگیم بود به پای تو بودن نفسم بود برای تو ولی راحت کردی تو فراموشم فکر کردی شمعمو من تموم می شم سرت شلوغه آخه وقت نداری همگانی شدی تو که شان نداری تو که می گفتی چیزی کم نداری وقتی با منی هیچ وقت غم نداری پس دیدی زیر پات له شدم تو مه شکنو منم مه شدم می خوام باهم باشیم هنوز تا ابد اگه این دستو نبردم بریم دست بعد یادته شبهای پر غم و غصته نمی خواستم ببینم اشک چشاتو حالا نیستی ببینی دارم میمیرم واسه دیدن یه لحظه خندهاتو | |
مناظره
گفتم تو شيرين مني
گفتا تو فرهاي مگر
گفتم خرابت ميشوم
گفتا تو آبادي مگر
گفتم ندادي دل به من
گفتا تو جان دادي مگر
گفتم ز كويت ميروم
گفتا تو آزادي مگر
گفتم فراموشم مكن
گفتا تو در يادي مگر
گفتم خموشم سالهاست
گفتا تو فريادي مگر
گفتم كه بر بر بادم
گفتا نه بر بادي مگر
گفتم كه اين off را بخوان
گفتا كه الافم مگر

آدامس : تنها چيزی كه توی دهان خانم ها بند می شود! احمق: كسی كه دختر همسايه را در تاريكی نبوسد! ادب : يعنی كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتی اگر به كمك احتياج نداشته باشد! دوران تجرد : دورانی كه معمولا برای مردها بعد از ازدواج شروع می شود! رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف! زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال! عشق : دردسری كه برای فراموش كردن آن بايد عشق تازه تری پيدا كرد! سرخ پوست : مرد خوشبختی كه وقتی زنی او را می بوسد صورتش ماتيكی نمی شود
گوناگونی وتنوع در انواع پوست به علت نژاد ( مانند : سياه - سفيد -زرد - قهوه ای ) ؛ به علت ارثی و محيطی ( پوست : خشک - چرب - معمولی و مخلوط ) نياز به مراقبتهای گوناگون بسته به نوع پوست دارد.
توضيحی در رابطه با انواع پوست
پوستها بسته به ترشحات طبيعی و مرطوب کنندگی خود به 4 دسته تقسيم ميشوند :
پوســت چــرب : اين نوع پوست در بين نوجـوانان و جــوانان شـايع ميباشد . در اين نوع پوست ترشحات غــدد چــربی زياد ميباشد . افزايش ترشحات غـدد چربی به ارث و فعاليت هورمونهای جنسی مربوط ميشود .
پوســـت خشــک : در افراد با سنين بالاتر اين نوع پوست شايع ميباشد . به دليل کاهش ترشحات چربی و عدم فعاليت مرطوب کننده طبيعی پوست اين حالت از پوست ديده ميشود .
پوسـت طبيعی و نرمال : ترشحات چربی و فعاليت مرطوب کننده پوست در حد طبيعی ميباشد
پوســت مخلوط : ترشحات چربی و مرطوب کنندگی در ناحيه ای از پوست با ناحيه ديگر فرق ميکند مثلا" : در روی گونه خشک و در کنار بينی چرب ميباشد .
بسته به نوع پوست بهترين مراقبتهای روزانه شامل :
1) انتخاب محصولات آرايشی و بهداشتی با در نظر گرفتن نوع پوست .
2) پاک کردن صورت از آلــودگــيهای محـيطی و ترشحـات پوســتی ( عرق - چربی ) وپوسـته ريزی طبيعی پوست .
3 ) استفاده از مرطوب کننده جهت اصلاح و کمک به مرطوب کننده طبيعی پوست .
4 ) محــافظت پوســت از نور خــورشيد جهــت حـذف رسيدن اشعه ماورا بنفش به پوست توسط ضدآفتاب { مکانيکی ويا شيميائی ( در قسمت ضدآفتاب توضيح داده شده ) } .
5 ) درمان هر نوع ناراحتی و ضايعات پوستی .
آرايش موفق آرايشي است كه زيبايي هاي خاص صورت شما را حفظ كرده و شما را زيباتر كند و در عين حال خودش به چشم نيايد
به خاطر داشته باشيد كه رنگ پوست مانند پرده اي در زير آرايش شما قرار ميگيرد و در واقع زمينه يك آرايش درخشان و خوشايند را فراهم مي آورد
قبل از آرايش چهره
كار را با نگاه دقيق به صورت بدون آرايش خود در زير نور روز شروع كنيد
به نقاط تيره پوست توجه كنيد زيرا آنها را بايد روشن تر كنيد در ضمن به دنبال يافتن معايب كوچك چهره باشيد تا بر طرفشان كنيد--گوشه داخلي چشم شيارهاي كناره بيني گودي چانه قرمزي ها و علايم خستگي
روش كردن
ابتدا به كمك يك قلم موي آغشته به كرم پودر به تمام نقاطي كه در سايه و تاريكي واقع شده اند كرم پودر ميزنيم تا رنگشان روشن تر شود
سپس باضربه هاي آرام نوك انگشتان كرم پودر را روي پوست محو مي كنيم
حالا براي برطرف كردن نشانه هاي خستگي اصلاح كننده هاي رنگ چهره با رنگ روشن تر را بكار ببريد
از رنگ تيره تر براي پوشاندن معايب كوچك پوست استفاده كنيد
يك دست كردن
محو كردن رنگ چهره با استفاده از پوششي سبك و درخشان به آساني امكان پذير است
ساختن طرح چهره
براي ساختن و تركيب بخشيدن به اجزاصورت بايد از رژ گونه ها استفاده كنيد ابتدا رنگ تيره تر را از شقيقه ها به طرف بيني تا پايين گونه ها بزنيد سپس رنگ روشن تر را به بالاي گونه ها بزنيد تا چهره اي زيبا بدست آيد
ـ چاقي يك بيماري مزمن است و مثل هر بيماري مزمن ديگري نياز به زمان دارد.
سعي كنيد در درمان چاقي خود از دارو استفاده نكنيد، چرا كه دارو غذا نيست و در هر حال داراي عوارضي ميباشد.
ـ در درمان چاقي خود هيچگاه عجله نداشته باشيد، يادتان باشد كه رژيم غذايي با كاهش وزن تدريجي علاوه بر اينكه قابل تحملتر است، عوارضي نداشته، تقريباً غير قابل بازگشت ميباشد.
ـ چاقي با بسياري از بيماريها چه مستقيم و چه غيرمستقيم ارتباط دارد مانند: هيپرتانسيون (افزايش فشار خون)، آترواسكلروز (سختشدن جدار رگها)، بيماريهاي كبدي و صفراوي (بيشتر سنگ كيسة صفرا)، آرتريتها از جمله آرتروز (استخوانهاي هر شخص براي وزن سلامت او طراحي شده است)، اختلالات تنفسي، نقرس، واريس، نازايي، مسموميت حاملگي، هيرسوتيسم (پرمويي زنان)، چربي بالاي خون، فتق و از همه مهمتر احساس محروميت اجتماعي و حقارت (البته در چاقيهاي شديد)
ـ چاقي باعث كاهش عمر ميشود، بطوريكه شركت بيمة عمر متروپوليتن آمريكا به ازاي هر اينچ (5/2سانتيمتر) دور شكم بزرگتر از دور سينه دو سال و به ازاء هر چهار كيلوگرم اضافه وزن يك سال كاهش عمر درنظر ميگيرد.
ـ در درمان برخي از بيماريها قبل از مصرف دارو رژيم غذايي داده ميشود و چه بسا با رعايت رژيم غذايي نيازي به مصرف دارو نباشد. از جملة اين بيماريها ميتوان از: افزايش فشار خون، افزايش قند خون و افزايش چربي خون نام برد.
ـ علل چاقي : الف) فشارهاي دروني، استرسها و افسردگيها
ب) ثانويه به بيماريهايي ازقبيل : هيپوتيروئيديسم (كمكاري تيروئيد)، اختلالات هيپوتالاموس و …
ج) مصرف بعضي داروها مثل داروهاي ضد بارداري، ضدافسردگي و ضداضطراب و كورتونها
د) اختلال تغذيهاي (دريافت بيشتر انرژي و كمي فعاليت)
ه) ژنتيك: 30% علت چاقيها را شامل ميشود.
از تمامي اين عوامل اختلال تغذيهاي و يا اگر بهتر گفته شود عادات بد غذايي از همه مهمتر است، بطوريكه اگر شخصي علاوه بر نياز روزانهاش هر روز يك نان سوخاري (كه بسيار كالري كمي دارد) اضافه بخورد، بعد از 20 سال پانزده كيلوگرم اضافهوزن پيدا خواهد كرد.
ـ درمانهاي چاقي به چهار دستة دارويي، استفاده از وسايل و شيوههاي مخصوص، جراحي و رژيمدرماني تقسيم ميشوند.
الف) درمان دارويي:
ـ داروهاي ديورتيك (ادرارآور): كه به سرعت با ازدست رفتن آب بدن شخص دچار كاهش وزن (دقت كنيد: كاهش وزن نه لاغرشدن) ميشوند كه از نظر علمي نه تنها صحيح نيست بلكه خطرناك نيز ميباشد. اكثر مؤسساتي كه در تبليغات خود كاهش وزن سريع را نويد ميدهند از اين روش استفاده ميكنند.
ـ داروهاي هورموني: مثل داروهايي كه باعث پركاري غدة تيروئيد ميشوند. اين داروها نيز با افزايش كاتابوليسم (مصرف انرژي يا سوخت) باعث كاهش وزن و همچنين لاغرشدن ميشوند كه اين روش نيز به دليل اينكه در روند طبيعي بدن اختلال ايجاد ميكند، ازنظر علمي صحيح نبوده خطرناك ميباشد.
ـ داروهاي ملين: اين داروها با دفع مواد غذايي بدن و جلوگيري از جذب مواد باعث كاهش وزن ميشوند كه واضح است در درازمدت باعث سوءتغذيه و كمبود بعضي مواد موردنياز بدن خواهند شد. ضمن اينكه خود نيز عوارضي از قبيل شكمدرد و … دارند.
اين داروها همانگونه كه از نامشان پيداست با كاهش دادن اشتهاي شخص باعث كمخوردن و كاهش دريافت انرژي ميشوند. عوارض آنها بيشتر سوءتغذيه، ريزش مو، ضعف و افسردگي ميباشد. سرگروه اين داروها که در ايران زياد مصرف ميشود فن فلورامين ميباشد که از سال 1998 مصرف آن به دليل ايجاد عوارض روی دريچه های قلب ، در آمريکا ممنوع شده و از فارماکوپه آمريکا حذف شده است .
ـ داروهايي كه مانع جذب چربي ميشوند: اين داروها كه امروزه موردمصرف زيادي پيدا كرده و تبليغات زيادي در مورد آن انجام ميشود با اتصال به چربي مواد غذايي مانع جذب آنها ميشود و بدينوسيله كالري كمتري به بدن ميرسد. به دليل اينكه در رژيم غذايي افراد ايراني بر خلاف غربيها مواد نشاستهاي بيشتر است، مصرف آنها كاملاً مؤثر نبوده همچنين اين داروها برخلاف تبليغات انجام شده روي چربي بافتهاي بدن تأثيري ندارد. لذا فقط تا زمان مصرف مؤثر بوده ضمن اينكه به دليل عدم جذب ويتامينهاي محلول در چربي مثل ويتامين K,A,D,E شخص دچار كمبود اين ويتامينها شده و همچنين اين داروها قيمت بالايي دارند. در حال حاضر تحقيقات روي اين داروها انجام ميشود كه دارويي ساخته شود كه روي چربي بافت بدن هم مؤثر باشد. اگر چنين دارويي ساخته شود جاي تمامي رژيمهاي تغذيهاي را خواهد گرفت.
ب) استفاده از وسايل و شيوههاي مخصوص: عبارتند از: سونا، ترموتراپي (استفاده از گرماي موضعي) ماساژ درماني، كمربند لاغري، طب سوزني، كرمها، پمادها، ژلها، گوشوارة لاغري كه همگي اينها از نظر علم پزشكي و تغذيه مورد قبول نميباشند و همگي كمابيش باعث ايجاد عوارض ميشوند. ضمناً بيشتر اين راهها بجاي كاهش وزن يا لاغري فقط باعث كاهش سايز ميشوند.
ج) درمانهاي جراحي: در موارد چاقيهاي بسيار شديد انجام ميشود. شامل برداشتن قسمتهايي از روده يا معده، بالونگذاري داخل معده براي كاهش حجم آن و برداشتن چربي زير پوست شكم با ساكشن يا ليزر كه همگي اينها به دليل عوارض شديدي كه دارند زياد مورد توجه نيستند.
د) رژيم درماني:
ـ آب درماني: يكي از روشهاي قديمي است و بعد از پايان دوره به دليل محروميت شديد غذايي اختلالات گوارشي بهمراه دارد. علاوه بر عوارض شديد جسماني فقط براي مدت كوتاهي ميتواند قابل تحمل باشد.
ـ كاهش وزن از طريق ورزش: ورزش يكي از روشهاي بسيار مناسب براي برخورداري از جسم سالم و وزن ايدهآل است. كاهش وزن فقط از طريق ورزش مشكل و دشوار است چرا كه مثلاً براي كاهش يك كيلوگرم وزن بايد 20 ساعت پيادهروي كرد.
ـ كاهش وزن از طريق رژيم غذايي: حذف يك وعدة غذايي مثل صبحانه يا شام از جملة اين روشهاست كه با حذف صبحانه فرد دچار افت قند خون طي روز و كاهش كارآيي روزانه و پرخاشگري شده و درضمن در وعدههاي بعدي با پرخوري جبران ميشود. ضمن اينكه سوءتغذيه نيز از عوارض آن است. بهترين شيوه در اين مورد، رژيم غذايي بر مبناي علمي آن است كه در آن تمام مواد مورد نياز بدن در رژيم غذايي تأمين ميشود.
ـ كاهش وزن از طريق رژيم غذايي همراه با ورزش: اين روش بهترين و اصوليترين روش براي كاهش وزن و داشتن وزن ايدهآل است. در اين روش از يك رژيم غذايي برنامهريزي شده همراه با ورزش متعادل (مانند پيادهروي) استفاده ميشود. اين روش سلامت جسم و روح را به ارمغان ميآورد و عوارضي مانند ريزش مو و چروكيدگي پوست و … را درپي نخواهد داشت. در طي رژيم بايد عادات غذايي گذشته را ترك كنيد و به عادات غذايي جديد انس بگيريد كه اين مهمترين اصل در درمان چاقي است.
با توجه به موارد فوق بهترين و سالمترين راه حل ارائهشده در مورد درمان چاقي اين موارد ميباشد:
الف) رژيم غذايي صحيح ب) ورزش مناسب و كافي ج) تغيير رفتار و اصلاح عادات بد غذايي
ـ در هر رژيم غذايي صحيح بايد اين گروههاي غذايي وجود داشته باشد: شير و لبنيات، حبوبات و غلات، ميوه و سبزيجات، گوشت
ـ رژيم غذايي بايد:
ـ تأمين كنندة انرژي مورد نياز روزانه باشد.
ـ تأمين كنندة ريزمغزيها باشد(موادي كه به مقدار بسيار كم بايد در غذا وجود داشته باشد)
ـ بر اساس فرهنگ غذايي ايراني باشد.
ـ تنوع لازم را داشته باشد.
ـ در يك رژيم غذايي اصولي كاهش وزن تدريجي است. بطوريكه حداكثر يك كيلوگرم در هفته مجاز به كاهش وزن ميباشيم. به همين دليل بايد حوصله داشته و با دقت برنامة خود را اجرا كنيد. ضمناً اگر قبل از رژيم عكسي از خود داشته باشيد بهتر خواهد بود. توجه داشته باشيد با كاهش وزن (درحقيقت رسيدن به وزن ايدهآل) جوانتر هم به نظر خواهيد رسيد.(قابل توجه خانمها
آيا مي دانيد چگونه وزن كم كنيد
چاقي مسئله اي است كه در سرتاسر جهان ميليونها انسان را رنج مي دهد . همه ساله مقادير زيادي پول صرف مبارزه با چاقي مي شود و براي لاغر شدن تاكنون صدها روش و متد پيشنهاد شده است . مشكل مهم اين است كه چاق ها هم زمان با فكر لاغر شدن حاضر نيستند از لذت خوردن دست بكشيد . حقيقت اين است كه متاسفانه هنوز يك فرمول كاملا عملي ابداع نشده كه انسان بتواند با استفاده از آن بطور قطع وزن خود را از دست بدهد يا چيزي بخورد كه باعث كاهش وزن شود ؛ ولي غذاهايي وجود دارد كه در آنهاد عواملي است كه ما را در لاغر شدن ؛ تناسب اندام و حفظ سلامتي ياري مي دهند .
خطر لاغر شدن سريع
بعضي اوقات متاسفانه افراد اصرار دارند كه با هر وسيله اي كه شده در مدت كوتاهي مقدار زيادي از وزنشان را كم كنند . متاسفانه اين روشها با خطرات بسيار زيادي و حتي احتمال مرگ همراه است . لاغر شدن بايد تدريجي ؛ آرام ؛ كند ولي تدريجي باشد . لاغر شدن سريع كليه اعمال حياتي بدن را مختل نموده ؛ تعادل بدن را بر هم مي زند و ممكن است عوارضي پيش آورد كه در سراسر عمر همراه انسان باشد . از مهمترين اين عوارض پيدايش افسردگي رواني است . شخصي كه سريع وزن كم كرده است از هيچ چيز لذت نمي برد و نسبت به اتفاقات محيط اطرافش بي تفاوت مي شود . عارضه ديگر سريع لاغر كردن ؛ چين و چروك خوردن پوست است زيرا به پوست فرصتي داده نمي شود كه بتدريج منقبض شود و پوست آويزان ؛ شل و بد منظره مي گردد .
چگونه وزن از دست مي دهيد
معمولا افراد از لحاظ از دست دادن وزن به سه گروه تقسيم مي شوند
گروهي كه سريع وزن از دست مي دهند .
گروهي كه بطور متوسط و بدون رنج زياد وزن از دست مي دهند .
آنهايي كه كند وزن كم مي كنند .
گروه اول با كوچكترين تغييري در روال زندگي يا مصرف مواد غذايي چاق و لاغر مي شوند . گروه دوم معمولا قادر به كنترل وزن خود بوده و بيشتر از 15 كيلو اضافه وزن ندارند . گروه سوم براي لاغر كردن خود بايد خيلي تلاش كنند . البته معمولا افراد اين گروه رژيم را كاملا رعايت نمي كنند ؛ بين غذاها چيزي نمي خورند و كارهاي بدنيشان بسيار كم است .
پس قبل از پيروي از هر نوع رژيم ؛ با تجربه اي كه از وضعيت بدنتان بدست آورده ايد بايد تعيين كنيد كه جزو كدام دسته مي باشيد و در اين مورد از پزشك معالج يا مشاور تغذيه خود راهنماييهاي لازم را درخواست كنيد .
چاقي فقط در اثر زياد خوردن عارض نمي شود راههاي ديگري نيز وجود دارد كه آنها هم منجر به چاقي مي شوند كه اكثرا ناشي از يك بيماري در بدن است .
چاقي در اثر افزايش سن
با افزايش سن سوخت و ساز بدن كاهش مي يابد و در نتيجه به غذاي كمتري نياز خواهد داشت . غذا خوردن به روال هميشگي منجر به چاقي خواهد شد .
چاقي در اثر كم كاري غده تيروئيد
هورمن مترشحه از اين غده ضمن انجام كارهاي مختلف در سوخت و ساز بدن نيز نقش مهمي دارد . اگر كسي به بيماري گواتر سمي ( بزرگ شدن غده تيروئيد ) دچار شود بتدريج لاغر شده و بر عكس اگر غده كم كار باشد ؛ كاهش هورمون منجر به اختلال در كار سوخت مواد بدن به تدريج چاقتر مي شود .
بيماري قند
اين بيماري مزمن معمولا با چاقي همراه است . البته در برخي موارد معتقدند كه چاقي زياد منجر به ابتلا به اين بيماري مي شود .
چاقي در اثر بدي كار غدد داخلي
اكثر اعمال بدن تحت كنترل يك سيستم هورموني است كه توسط قسمتي از مغر بنام هيپوتالاموس و غده هيپوفيز كنترل مي شوند . اگر به هر علتي عمل اين اندامها مختل شود ؛ مرضي بنام كوشينگ طاهر مي شودكه منجر به چاقي بيش از حد مي شود .
بد كار كردن كليه ها و قلب
كليه ها وظيفه دفع آب را دارند و هر دقيقه در حدود يك سانتيمتر مكعب ادرار از كليه ترشح مي شود كه همراه خود سموم بدن را دفع مي كند . اگر كار كليه به هر ترتيب بهم بخورد آب در نسوج باقي مي ماند ؛ بدن ورم مي كند و وزن زياد مي شود . همينطور وقتي قلب خوب كار نكند و عمل پمپاژ خود را درست انجام ندهد آب در بدن جمع مي شود و باعث چاقي مي گردد .
چاقي در زنان يائسه و مردان مسن
در خانمها بدنبال كاهش ترشح هورمونهاي زنانگي بتدريج وزن افزايش مي يابد . در نتيجه اين افراد بايد متوجه اين خطر بوده و در خوردن مواد غذايي امساك كنند .
چگونه با چاقي برخورد كنيم
اولا تعيين ميزان و درجه چاقي براساس جداول و ضرايبي صورت مي گيرد كه براي همين منظور با توجه به حد نرمال و استاندارد هر جامعه اي تعيين شده است . اگر مي دانيد كه اضافه وزن داريد در درجه اول بايد بدنبال علت آن باشيد . آيا بيماري خاصي از انواعي كه در بالا ذكر شد دليل آن است ؟
آيا تغييري در برنامه غذايي خود داده ايد ؟
آيا روشهاي تهيه و طبخ غذايي شما بهداشتي است ؟
آيا زمينه ارثي براي چاق شدن داريد ؟
آيا به اندازه كافي فعاليت مي كنيد ؟
معمولا اضافه وزن تا يك پنجم وزن طبيعي را مي توان به آساني با افزايش ميزان فعاليت و نظارتي صحيح بر مقدار غذايي دريافتي روزانه متعادل نمود . در موارد ديگر كمك آزمايشات كلينيكي ؛ چاقي علت يابي شده و به طبع درمان وزن نيز كنترل مي شود .
محققين هفت سازمان بزرگ بهداشتي دنيا معتقدند كه شما مي توانيد بيماريهايي مانند مرض قند ؛ سرطان ؛ بيماريهاي قلبي ؛ عروقي ؛ بيماريهاي خوني و بيماريهاي ريوي را به شرط رعايت نكات زير كنترل كرده و از شر آنها در امان بمانيد :
غذايي كه مي خوريد از همه مواد غذايي بوده و متنوع باشد .
از چربيها بخصوص چربيهاي اشباع شده ( جامد ) پرهيز كنيد .
از مصرف نمك اضافه به همراه غذا دوري كنيد .
مصرف الكل را قطع كنيد زيرا كه به شما آسيب هاي جبران ناپذيري وارد مي نمايد .
روزانه بين 6-8 ليوان آب بنوشيد .
در برنامه غذايي خود بيشتر از انواع منابع پروتئيني گياهي استفاده كنيد .
مصرف ميوه ها و سبزيجات را كم كم بالا ببريد و سعي كنيد اين مواد را بيشتر بصورت خام ميل كنيد
براي دوري از چاقي از مشكلات فكري بپرهيزيد .
در شبانه روز حداقل 6 ساعت خواب آرام و راحت داشته باشيد
لاغــــری

ـ لاغري يك مكانيسم مزمن است و مثل هر پروسة مزمن ديگري نياز به زمان دارد.
سعي كنيد در درمان لاغري خود از دارو استفاده نكنيد، چرا كه دارو غذا نيست و در هر حال داراي عوارضي ميباشد. (به استثناي داروهاي اشتهاآور و تقويتي كه توسط پزشك تجويز ميشود)
ـ در درمان لاغري خود هيچگاه عجله نداشته باشيد، يادتان باشد كه رژيم غذايي با افزايش وزن تدريجي علاوه بر اينكه قابل تحملتر است، عوارضي نداشته، تقريباً غير قابل بازگشت ميباشد.
ـ علل لاغري :
الف) فشارهاي دروني، استرسها و افسردگيها
ب) ثانويه به بيماريهايي ازقبيل : هيپرتيروئيديسم (پركاري تيروئيد)، ديابت (بيماري قند خون بالا)، بيماريهاي انگلي،
بيماريهاي گوارشي و …
ج) اختلال تغذيهاي (دريافت كم كالري و زيادي فعاليت)
د) ژنتيك
ـ درمانهاي لاغري به دو دستة دارويي و رژيمدرماني تقسيم ميشوند.
الف) درمان دارويي:
ـ داروهاي اشتهاآور: اين داروها با افزايش اشتها سبب بيشتر خوردن شده، دريافت انرژي توسط بدن را افزايش ميدهند. سردستة اين داروها كه در ايران بسيار استفاده ميشود، سيپروهپتادين ميباشد. علاوه بر اين داروهاي تقويتي مثل ويتامينها همچنين عناصر كمياب مثل روي نيز كاربرد دارند. تمامي اين داروها زماني مؤثرند كه شخص از هر نظر سالم باشد.
ـ داروهايي كه با احتباس نمك و بدنبال آن آب باعث افزايش وزن ميشوند: از اين گروه دارو ميتوان از كورتونها نام برد. اين داروها با احتباس آب و نمك باعث عوارض زيادي براي بدن شده علاوه بر اين عوارض گوارشي، استخواني و … ديگري نيز دارند.
ـ داروهايي كه با كاهش متابوليسم بدن باعث افزايش وزن ميشوند: اين داروها به صورت كاذب كمكاري تيروييد ايجاد كرده، با كاهش متابوليسم بدن سبب افزايش وزن ميشوند. اين گروه نيز با توجه به برهمزدن نظم طبيعي بدن باعث ايجاد عوارض ميشوند.
ب) رژيمدرماني :
ـ ارائة برنامة كامل و علمي از نظر علم تغذيه: اگر شخص كاملاً از نظر بيماريهاي عامل لاغري بررسي شده و در حال سلامت باشد، با استفاده از يك رژيم استاندارد كه تمام مسائل تغذيهاي در آن رعايت شده باشد قادر به افزايش وزن خواهد بود.
ـ با توجه به موارد فوق بهترين و سالمترين راه حل ارائهشده در مورد درمان لاغري اين موارد ميباشد:
الف) رژيم غذايي صحيح
ب) ورزش مناسب و كافي
ـ در هر رژيم غذايي صحيح بايد اين گروههاي غذايي وجود داشته باشد:
شير و لبنيات، حبوبات و غلات، ميوه و سبزيجات، گوشت
ـ رژيم غذايي بايد:
ـ تأمين كنندة انرژي مورد نياز روزانه باشد.
ـ تأمين كنندة ريزمغزيها باشد موادي كه به مقدار بسيار كم بايد در غذا وجود داشته باشد
ـ بر اساس فرهنگ غذايي ايراني باشد.
ـ تنوع لازم را داشته باشد.
ـ در يك رژيم غذايي اصولي افزايش وزن تدريجي است. بطوريكه حداكثر يك كيلوگرم در ماه ميتوانيد افزايش وزن داشته باشيد. به همين دليل بايد حوصله داشته و با دقت برنامة خود را اجرا كنيد. ضمناً اگر قبل از رژيم عكسي از خود داشته باشيد بهتر خواهد بود.
CYPROHEPTADINE HCI
موارد مصرف: سايپروهپتادين براي درمانآلرژي ناشي از تب يونجه، كهير و كهيرغولآسا، كهير ناشي از سرما، ميگرن ودرمان بيماري كوشينگ استفاده شدهاست.
مكانيسم اثر: اين دارو آنتاگونيستگيرندههاي H1 و گيرندههاي سروتونينيميباشد. به دليل خاصيت آنتيهيستامينيآن، اثر ضد آلرژي دارد.
هشدارها: 1 ـ احتمال سرگيجه، تسكينبيش از حد، اغتشاش شعور و كمي فشارخون ناشي از مصرف اين دارو درسالخوردگان بيشتر است. 2 ـ مصرف طولاني مدت اين دارو باعثخشكي دهان ميشود و احتمال گلودرد،عفونت دهان و گلو و پوسيدگي دندانوجود دارد.
عوارض جانبي: عوارض شايع اين داروخشكي دهان، تاري ديد، خوابآلودگي،غليظ شدن ترشحات نايژه و افزايش وزنميباشند.
تداخلهاي دارويي: مصرف همزمان ايندارو با مضعفهاي CNS ممكن است اثراتمضعف آن را افزايش دهد. استفادههمزمان اين دارو با داروهايآنتيكلينرژيك اثرات جانبي آن را تشديدميكند. مصرف همزمان داروهاي سميبراي گوش مانند ساليسيلاتها ووانكومايسين با اين دارو ممكن است اثرسمي آن را بر گوش از جمله وزوز گوش وسرگيجه را بپوشاند.
نكات قابل توصيه: 1 ـ احتمال افزايش وزنوجود دارد.
2 ـ بمنظور كاهش تحريك گوارشي همراهبا غذا، آب يا شير مصرف گردد.
3 ـ در صورت بروز خواب آلودگي ازانجام كارهايي كه نياز به تمركز حواسدارند خودداري گردد.
4 ـ اين دارو ميتواند عوارض سمي گوشيساليسيلاتها را بپوشاند.
مقدار مصرف:
بزرگسالان: در درمان آلرژي مقدار 4ميليگرم 4 ـ 3 بار در روز و حداكثر 32ميليگرم در روز مصرف ميشود. درميگرن 4 ميليگرم تجويز كه در صورتنياز پس از نيم ساعت تكرار ميشود. مقدارمصرف نگهدارنده آن 4 ميليگرم هر 6 ـ 4ساعت است.
كودكان: در كودكان 6 ـ 2 سال 2 ميليگرم3 ـ 2 بار در روز و حداكثر 12 ميليگرم درروز مصرف ميشود.
اشكال دارويي:
Tablet: 4mg
فارماكوكينتيك: اين دارو بخوبي از دستگاهگوارش جذب ميگردد. اثر آن 60 ـ 15دقيقه پس از مصرف خوراكي ظاهرميگردد. دفع آن كليوي و اغلب بهصورتمتابوليت طي 24 ساعت صورت ميگيرد.

باورم کن
باورم کن
باورم کن آنچه هستم
بس که ناباوری دیدم
تو خودم هر بار شکستم
باورم کن
خیلی خستم
از غم ناباوری ها
تو کمک کن
تا نباشم
آیه در به دری ها
رگبار تلخ دو رنگی
دشنه زد به تار و پودم
از غم نامردمی ها
مرده ذرات وجودم
دیگه باورم نمیشه
که هنوزم زنده هستم
گرچه می دونم
که پاکی
شده باعث شکستم
باورم کن
باورم کن
باورم کن آنچه هستم
بس که ناباوری دیدم
تو خودم هر بار شکستم
باورم کن
خیلی خستم
از غم ناباوری ها
تو کمک کن
تا نباشم
آیه در به دری ها
باورم کن
که تو سینه
غم دارم به حجم فریاد
آخه این غم کمی نیست
که صداقت رفته بر باد
زیر این گنبد وحشی
توی این دل نگرونی
تو بیا همسفرم باش
اگه تو بخوای میتونی
تو میتونی
تو میتونی
باورم کن
باورم کن
باورم کن آنچه هستم
بس که ناباوری دیدم
تو خودم هر بار شکستم
باورم کن
خیلی خستم
از غم ناباوری ها
کمکم کن
تا نباشم
آیه در به دری ها

امشب آسمان به من نگاه می کند
شکوفه ها زردی مرا حس میکنن
دریا به دنبال موجیست در من و
باد حسرت کولاک مرا دارد
ستاره ها دردهایم را می شمارند
طلوع به غروب من می نگرد
رود ، به بلکه ی وجودم نیشخند میزند و
خدا به زنده بودنم دو دل است
بودن را گم کرده ام
پیچ و خم را فراموش کرده ام
هیجان برایم مرده و
عشق ...
کاش به دنیا آمدنم دست خودم بود
کاش مردن کمی راحت تر بود
کاش خستگی معنا نداشت و
کاش بودن وجود نداشت
از خود، به پوچ میرسم
زوال معنای زندگانی من است
هیچ، جزیی از بودنم شده و
پوچ ، سهم یادگاریم

این روزا ......
گل از گلدونش بیخبره...........چند روزیه سنگی دل شیشه هارو نلرزونده........
آسمون تا تونسته باریده.......این روزا...........حتی پاهامم همراهیم نمیکنن.....تنهام خیلی تنها...تنها تر از همیشه....دلم میخواد داد بزنم .........داد بزنم و هر چی تو دلمه به همه بگم.......ولی انگار هیچکی صدام نمیشنوه......چقدر آدما.......چقدر .......نه نمیخوام در مورد دیگران حرف بزنم......میخوام همش از خودم بگم از خود خودم.........تمام زندگیم همش تو همین چنتا جمله خلاصه میشه...............
این منم نه ........نه؟؟؟؟؟؟؟این منم......یه دختر شیشه ای........اما نه به حساسیه شیشه .........این منم.....یه آدم که با بقیه یه دنیا فرق داره.....یه دختر.......هز همینجاها.........این منم......
همیشه عادت کردم به دورترین نقطه نگاه کنم که شاید بتونم .........بتونم همه چیزو حتی پشت سرم و ببینم........همیشه دوست داشتم به حرفای همه گوش بدم.......دلم پر از ............همیشه میخواستم تو رویا های کوچیکم گم بشم........همیشه میخواستم..........
یکی ازم پرسید اگه؟؟؟؟؟منم گفتم اگه فراموش بشم میمیرم.........
حالا من از شما میپرسم اگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مالکه کلبه رویا صاحبه چشمهای ابری
حقیقت داره که بامن واسه همیشه قهری؟
توبودی گفتی عزیزم نداریم باهم میونه
این جوابه یک فرشته است به خطایه یک دیونه
تویه شعرا کم نوشتن برسه به دست زیبا
توقضاوت کن عزیزم کم سفر کردی تو بیما
چشمایه ناز توشاید ازمنه دیونه خسته ان
یک شبه سرده زمستون چمدونه عشق روبستم
شاید از یک جاده دور رسیده واست یک مهمون
دیگه کار دسته توداده این دله خیلی پریشون
دوست دارم تمام شه دنیایک شبه از هم به پاشه
اگر اون قلبه زلالت ازدستم رنجیده باشه
اگر توبه هر بهونه دوست داری ازمن جداشی
اگه این واست یک بنده دوست داری ازش رهاشی
تویه رویاهام همیشه نازه چشمات روکشیدم
ازچه راهایی گذشتم تا آخربه تو رسیدم
اون شبای که تومیبستی چشماتو با فکره راهت
دوره عکست من میگشتم به بهونه زیارت
چه نذرهای که کردم تایک شب بیای تو خوابم
تویه دریای و من چی خیلی باشم یک حبابم
صورتت رونگاه کن که مثله قرصه نازه ماهی
تو به بخش ازدیونه اگرسرزد اشتباهی
واسه شکنجه من نکنی یک وقت تلافی
یه بارم بده به این دل کمی وقته اضافی
منتت رو داره این دل همیشه تا ته هستی
نگو که پنجره هارو روی این پرنده بستی
میدونم دوستم نداری از حالا تابه همیشه
برایه من اما هیچ کی مثله تو نمی شه
میدونم از مهربونی واسه من تو کم نزاشتی
حالا که اینهارو گفتم عزیزم دوست دارم حسابی
اگر قصره آرزو مو بشکنی به هم بریزی
خودت اینو خوب میدونی که چقدر واسم عزیزی
حرفه اخر اگر یک روز دوقسمت بشه دنیا
یک طرف تمام مردم یک طرف فقط تو عزیزم
چه قبولم کنی چه بگی که نمی پزیرم
اینقدر دیونت ام من که بازم واست میمیرم
****************************

چي بگم از دست تو اي روزگار
اي كه در ناپايداري پايدار
ديگه دستت رو بذار تو دست من
به تو چي ميرسه از شكست من
ازم آرام و بگير
راحت دنيام و بگير
از لبم جام و بگير و دلخوشيهام و بگير
اما احساسي كه من بهش دارم ازم نگير
اگه گنجي سر رام جلو رام و بگير
اگه دنيا همه كام همه دنيام و بگير و دلخوشيهام و بگير
اما احساسي كه من بهش دارم ازم نگير
اي فلك بر سر من يه دنيا منت بگذار
واسه عاشق شدنم بازم يه فرصت بگذار
تو ديار بي كسي در نمياد باز نفسم
اون دلواپسم من گذشتم از خودم براي
ازم آرام و بگير
راحت دنيام و بگير
از لبم جام و بگير و دلخوشيهام و بگير
اما احساسي كه من بهش دارم ازم نگير
به خدا التماس كردم - به خدا التماس كردم
تا چرخ روزگار را بر وفق مراد تو بچرخاند
تا اله عشق از حمايت ما روي برنگرداند
من دريا و زمين و آسمان و ستاره را
به حرمت شكوه عشق تو تقديس مي كنم

دوست دارم که.....
يه اتاقي باشه گرمه گرم ... روشنه روشن ... تو باشي، منم باشم ... کف اتاق سنگ باشه سنگ سفيد... تو منو بغلم کني که نترسم ...که سردم نشه ...که نلرزم ... اينجوري که تو تکيه دادي به ديوار ... پاهاتم دراز کردي ... منم اومدم نشستم جلوت و بهت تکيه دادم ... با پاهات محکم منو گرفتي ... دو تا دستتم دورم حلقه کردي ... بهت ميگم چشماتو ميبندي؟ ميگي آره! بعد چشماتو ميبندي ... بهت ميگم برام قصه ميگي تو گوشم؟ ميگي آره! بعد شروع ميکني آروم آروم تو گوشم قصه گفتن ... يه عالمه قصة طولاني و بلند که هيچ وقت تموم نميشن ... ميدوني؟ ميخوام رگ بزنم ... رگ خودمو ... مچ دست چپمو ... يه حرکت سريع ... يه ضربه عميق ... بلدي که؟ ولي تو که نميدوني ميخوام رگمو بزنم ... تو چشماتو بستي ... نميدوني من تيغ رو از جيبم در ميارم ... نميبيني که سريع مي برم ... نميبيني خون فواره ميزنه ... رو سنگاي سفيد ... نميبيني که دستم ميسوزه و لبم رو گاز ميگيرم که نگم آااخ که چشماتو باز نکني و منو نبيني ... تو داري قصه ميگي.. من شلوارک پامه ... دستمو ميذارم رو زانوم ... خون مياد از دستم ميريزه رو زانوم و از زانوم ميريزه رو سنگا ... قشنگه مسير حرکتش! قشنگه رنگ قرمزش ... حيف که چشمات بسته است و نميتوني ببيني ... تو بغلم کردي ... ميبيني که سرد شدم ... محکمتر بغلم ميکني که گرم بشم ... ميبيني نامنظم نفس ميکشم ... تو دلت ميگي آخي دوباره نفسش گرفت! ميبيني هر چي محکمتر بغلم ميکني سردتر ميشم ... ميبيني ديگه نفس نميکشم ... چشماتو باز ميکني ميبيني من مردم ... ميدوني؟
من ميترسيدم خودمو بکشم! از سرد شدن ... از تنهايي مردن ... از خون ديدن ... وقتي بغلم کردي ديگه نترسيدم ... مردن خوب بود، آرومِ آروم ... گريه نکن ديگه! ... من که ديگه نيستم چشماتو بوس کنم بگم دلم ميگيرهها ! بعدش تو همون جوري وسط گريههات بخندي ... گريه نکن ديگه خب؟ دلم ميشکنه... دلِ روح نازکه ... نشکنش خب...؟









































































