
من عاشق توام


درسته که مثل یه خنجر افتادی به جون این قلب بی کس و تنهام!
درسته که حرفات مثل یک اسید می ریخت رو قلبم!
درسته که هر وقت تو رو می دیدم قلبم ریش ریش میشد!
درسته که تو دنیا فقط تو رو داشتم،ولی تو پشت بهم کردی!
درسته که سر به سر این قلب خسته ام می گذاشتی!
درسته که چشمات قلبمو اذیت میکرد!
درسته که میدونستی تنهام ، ولی پیش خودت گفتی به من چه! تنهاست که تنهاست ولی نگفتی گره من با دست تو فقط باز میشه ، نگفتی من میتونم اون رو نجاتش بدم .
ولی با این حال...
ولی با این حال....
ولی با این حال...
هنوز دوست دارم!!!
اگه میبینی که حرفات مثل اسید رو قلبم میریزه بدون که چون این اسید رو تو ریختی رو قلبم مثل گلاب میمونه! چون حرفات خیلی شیرین بود.
اگه میبینی هر وقت تو رو میبینم قلبم ریش ریش میشه! بدون از خوشحالی! بدون به آرزوم رسیدم!
اگه مبیبنی درسته که تو دنیا فقط تو رو داشتم،ولی تو پشت بهم کردی! بدون از این ناز و ادات خوشم میاد!
درسته که سربه یر این قلب خسته ام می گذاشتی! بدون که خستگی قلبم با این کارات تموم میشه!
درسته که چشمات قلبمو اذیت میکرد! بدون که چند شب هست که افتادم تو فکر چشمات یه جوری داره با قلبم بازی میکنه! و استراحت رو از قلبم گرفته!
و اما اون روز تو میدونستی که تنهام ولی منو از تنهایی در نیاوردی چون می خواستی منو امتحان کنی و ببینی به غیر از خودت دیگه کی برام فرشته نجاته.
عاشق

تو مثل راز پاييزي و من رنگ زمستانم
چگونه دل اسيرت شد قسم به شب نمي دانم
تو مثل شمعداني ها پر از رازي و زيبايي
و من در پيش چشمان تو مشتي خاك گلدانم
تو درياي تريني آبي و آرام و بي پايان
و من موج گرفتاري اسير دست طوفانم
تو مثل آسماني مهربان و آبي و شفاف
و من در آرزوي قطره هاي پاك بارانم
نمي دانم چه بايد كرد با اين روح آشفته
به فريادم برس اي عشق من امشب پريشانم
تو دنياي مني بي انتها و ساكت و سرشار
و من تنها در اين دنياي دور از غصه مهمانم
تو مثل مرز احساسي قشنگ و دور و نامعلوم
و من در حسرت ديدار چشمت رو به پايانم
دوستت دارم

دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
وفاداری
هیچکی به چشمم نم یاد چه کم بیاد و چه زیاد![]()
قدّ تو هیچکی عزیزم واسم تو دنیا نمی شه![]()
اون دو سه تا نامه ی تو هنوز تو مخمل دله![]()
آسمونم که خم بشه نامه ی تو تا نمی شه![]()
ماهو تو چشمای تو از بس که زلاله می شه دید![]()
چشمای هیچکی مث تو اینجوری گیرا نمیشه![]()
خیانت
گفتی که خوشبخت نمی شه هر کی خیانت بکنه
گفتی توی عشق خوبه که آدم حسادت بکنه![]()
![]()
![]()

هر چی آرزوی خوبه مال تو ![]()
هر چی که خاطره داری مال من![]()
اون روزای عاشقونه مال تو![]()
این شبهای بی قراری مال من ![]()
منم و حسرت با تو ما شدن![]()
تویی و بدون من رها شدن![]()
اخر غربت دنیاست مگه نه
اون دوراهی اشنا شدن
تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دل تو شکسته بودت همه قصه همین بود
می تونستم با تو باشم مث سایه مث رویا
اما بیدارم و بی تو مثل تو تنها ی تنه
چشمان قشنگ

طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته![]()
شعر ميگويم به يادت در قفس غمگين و خسته![]()
من چه تنها و غريبم بي تو در درياي هستي![]()
ساحلم شو غرق گشتم![]()
بي تو در شبهاي مستي![]()
ساحلم شو![]()
حضورت را میان ِ لحظههایم، آرزو کردم
تو را در عمق ِ احساسات ِ قلبم، جستجو کردم
شراب ِ ناب را، اين نارفيقان نوش ِ جان کردند
من از خون ِ دل ِ خود، بادهء غم، در سبو کردم
مرا در لحظهء ماتم، رها بنمودی و رفتی
ندانستی چه سان، با درد ِ هجران ِ تو خو کردم
تو رفتی با رقيب و، من سرافکنده ميان ِ خلق
نفهمیدی چگونه شرم، در پيش ِ عدو کردم
ز دل پرسیدم از دلدادگی، یکباره حاشا کرد
تو را با این دل ِ بیآبرویم، روبرو کردم
همه گفتند در دل دار، عشق و شور و شيدايی
نمیدانم چرا اين عشق را، پيش ِ تو رو کردم
ندادم هيچ عذری را به دستت، تا بمانی تو
هر آنچه خواستی، نکته به نکته، مو به مو کردم
ولی رفتی از اينجا و، نبود عذری تو را لازم
شگفتا، من چه ناگه، خويش را بیآبرو کردم
ولی نه در حقيقت، اين بُوَد خود، آبروی من
که مردانه در این اشعار، با تو گفتگو کردم
ميدونم برات عجيبه اين همه اصرار و خواهش
اين همه خواستن دستات بدون حتي نوازش ![]()
ميدونم كه خنده داره واسه تو گريه دردم ![]()
ميگذري از من و ميري اما باز من برميگيرم ![]()
ميدونم برات عجيبه من با اون همه غرورم ![]()
پيش همه بديات چه جوري بازم صبورم
ميدونم واست سواله كه چرا پيشت حقيرم ![]()
دور ميشي منو نبيني باز سراغت رو ميگيرم ![]()
ميدوني چرا هميشه من بدهكار تو ميشم
وقتي نيستي هم يه جوري با خيالت راضي ميشم ![]()
ميدوني واسه چي از تو بد ميبينم و ميخندم ![]()
تا نبيني گريه هامو هر دو چشمامو ميبندم ![]()
چاره اي جز اين ندارم آخه خون شدي تو رگهام ![]()
ميميرم اگه نباشي بي تو من بدجوري تنهام ![]()
ميدونم يه روز ميفهمي روزي كه دنيا رو گشتي ![]()
من چه جوري تو رو خواستم ![]()
![]()
تو چه جور ازم گذشتي؟؟؟؟![]()
روي صخره اي در لبه دنيا ايستاده ام
و مثل جلبك دريايي خود را به صخره ها چسبانده ام
تا سنگيني باد مرا به سمتي ناخواسته سوق ندهند
روي لبه تاريك صخره مينشينم و در فلوت چوبي ام ميدمم
شايد اميدي باشد براي شنيده شدن
آيا واقعا دلي هست كه به كمالي رسيده باشد كه ديگر هيچ نخواهد ؟ آيا دل پر آرزو داشتن از ويژگيهاي انساني من نيست ؟
ميدانم كه نبايد آرزوهاي دور از دسترس داشته باشم . آرزوهايي دست نيافتني كه باعث ميشود توهم بگيردم و آنوقت همه لحظه ها را در توهم سپري كنم كه هيچوقت به سرانجام نرسد .
ميدونم كه اين دنيا براي ارزوهاي دست نيافتني ، دنياي كوچيكيه . زماني فكر ميكردم دل بي آرزو داشتن به انسان كمك ميكند كه هيچ وقت با حسرت نميره !!!!!!! اينكه آدم چيزي رو نخواد بهتر از اينه كه دستت براي چيدنش نرسه حسرتش هميشه تو دستات بمونه . اما واقعا كدوم بهتره ؟
چشم و دل سيري يا چشيدن طعم آرزوهاي نيمه كاره و دعاهاي اجابت نشده و درخواستهاي مكرر از خدا و حتي متوسل شدن به دعوا و لجبازي با اوس كريم ؟ ميگن خدا براي لجبازها اونقدر ميدون رو باز ميكنه كه هركاري ميخوان بكنند و تا ميتونند خودسري كنند ، بعد درست در لحظه اي كه فكر نميكنند با نتيجه اي روبرو ميشن كه عمرا فكرشوش نميكردند . يه نتيجه خدايي يه پايان عجيب !!!!
آخه خدا هم استاد غافلگيريه هم استاد گوشمالي . اونوقت همچين آدمو سرجاش ميشونه كه طعم آرزوهاش از دهنش در بياد .
خدا ميخواد به جاي اينكه آرزوهامونو بزرگتر كنيم ، اونا رو عميق تر كنيم . از هرچي ياد گرفتيم واقعا تو آرزوهاي بعديمون استفاده كنيم .
ادما اما معمولا آدم نميشن . دل آدما پر از آرزوهاي كوچيك و حقيره . دل بي آرزو شايد دلي باشه كه آرزوهاي حقير نداشته باشه .
اگه آرزوهاي حقيرو پاك كني كم كم شايد فقط به يك آرزو برسي . آرزويي كوچيك يا شايدم بزرگ . فرقي نميكنه . مهم اينه كه حالا از دنيا يه توقع داشته باشي . همينكه ياد بگيري دوباره سراغ آروزهاي حقيرت نري و هميشه تو زندگيت به جلو بري كافيه ....................
( برگرفته از ضميمه همشهري )
خدايا من الان يه آرزو دارم و اونم اينكه بتونم زندگيمو حفظ كنم و لحظه لحظه شو پر از گذشت كنم . اما الان ؟ همين اول راه ؟ خدايا يه عزيزي رو واسه توقعات خونواده م گرفتي و بعد كسي رو فرستادي كه خونواده م توقعي ازش ندارن !!!!! شايد به قول يه دوست : مهم اينه كه لوسي از ترس شنيدن جواب منفي جرات ريسك كردنو نداشت اما اين يه نفر با همه ترسها اومد جلو و شايد اين جزا و پاداش تو براي اونه . اما من چي ؟ من فقط يه واسطه م ؟ نقش من چيه ؟ پس من و آرزوهام چي ؟ خدايا ميگن هر دلي رو به اندازه توانش امتحان ميكني . يعني من اينقدر صبر دارم ؟ پس كو ؟ احساس ميكنم باهام قهري اما نميدونم چرا ؟ نميدونم چيكار كنم كه دوباره مطمئن شم وقتي باهات حرف ميزنم داري نگام ميكني و با لبخند جوابمو ميدي ؟ خدايا ميدونم كه اگه با تو نباشم افكارم وارد راههايي ميشن كه سر از تاريكي در ميارن و وجودمو پر ميكنن از ياس و نا اميدي . خدايا ميدونم كه تو اين دنياي پر ريا كارهاي زيادي رو انجام دادم كه موجب شرمساريم شده . خدايا چقدر حوصله داري !!! اما چيكار كنم كه دلم طاقت ايستادن در برابر مشكلاتو نداره و تنها تو رو محرم لحظه هاي تنهاييش ميدونه . حرفهايي دارم بيش از اين حرفها . هرچي بنويسم بازهم كمه . خدايا كمكم كن تا دوباره دلم محكم شه و اين سربالايي رو با اطمينان برم بالا . منو پاك و طاهر بكن تا بسوي تو بازگردم و طريقت وجودت را دريابم . ميدونم كه همه جاجتهامو ميدوني پس كمكم كن با قلبي پر اميد دستهام رو به سويت دراز كنم .
دیگه دوستت ندارم
میره برای همیشه یا اینکه میمیره
وقتی یه رابطه تموم میشه
وقتی عزیزترین دوستت میره پی ماجرای زندگیش
وقتی یه قصه به آخر میرسه
وقتی یه عزیز میمیره
وقتی جای زندگیتو عوض میکنی
وقتی خونه تو عوض می کنی
شهرتو، کشورت رو، یا حتی کارت رو
وقتی یه تیکه ای از زندگیت عوض میشه
فکر می کنی یه تیکه ای از خودت رو گم کردی
فکر میکنی دیگه هیچ چی عین قدیمها نمیشه
اما یه چیزی هست
بدون همه آدمها
زیر آسمون تموم شهرها
آدمها بالاخره عادت می کنن
ویاد میگیرن چجوری در هر وضعیتی باز هم شاد باشن
و زندگی همچنان ادامه پیدا می کنه
و این عین معجزه است
شادی و غم هم پیش هر آدمی، زیر آسمون هر شهری
فقط فقط دست خود خودته
میدونی دوست داشتن حس غریبیه
میشه تو یکیو دوست داشته باشی و اون دوستت نداشته باشه
میشه یکی تو رو دوستت داشته باشه و تو دوستش نداشته باشی
ممکنه خیلی هم بخوای که دوستش داشته باشی
خیلی هم سعی کنی تا بتونی که دوستش داشته باشی
اما نتونی!
میشه هم هر دوتاتون همو دوست داشته باشین
اما بدونین که بهم نمی رسین
این خیلی سخته
بدترین دلتنگی واسه خاطر کسیه که کنارشی و میدونی هیچوقت بهش نمی رسی
می فهمی منظورمو؟
یه وقتایی هم هست که اصلا نمی دونی که یه نفرو دوست داری یا نداری؟
به زبون میگی دوستش ندارم
اما موقع عمل دلت نمیاد حتی یه ذره ناراحت بشه
این وضعیت خاکستری ندونستن هم خیلی بده
وقتی که یکیو دوست داری
هزار تا بهانه میخوای واسه دوست داشتنت
پیش خودت هی فکر می کنی چرا دوستش دارم؟
وقتی که میخوای بگی دوستت دارم لای هزار تا کاغذ و زرورق می پیچیش
نمی دونی باید چجوری بهش بگی دوستش داری
برای یه دوستت دارم ساده دنبال هزار تا دلیل می گردی
منتظر یه روز بخصوص میشی
مثل عید، مثل روز تولد، مثل ولنتاین
اما هر روز صبح میشه از خواب بیدار شد
و بدون هیچ بهانه ای
به یه آدمی خیلی خیلی ساده گفت: دوستت دارم!
معمولا هم وقتی به یه آدم میگی دوستت دارم فکر می کنی این دوست داشتن قراره تا ابد بمونه
واسه همینه که همیشه نگرانی
همیشه می ترسی نکنه بره، نکنه تموم بشه؟
واسه همین هیچ لذتی از کنار هم بودن نمی بری
اما خیلی خیلی ساده ممکنه فردا صبح از خواب بیدار بشی
و یهو ببینی که همون آدمی رو که تا دیروز برای دوست داشتنش دنبال هزار تا دلیل می گشتی رو دیگه دوست نداری
واسه دوست نداشتنت دنبال دلیل بگردی
فکر کنی آخه مگه چه عیبی داره که دوستش ندارم؟
آخه من که تا دیروز دوستش داشتم
چرا دیگه دوستش ندارم؟
بعدش عذاب وجدان بگیری برای خاطر اینکه دیگه دوستش نداری
اما ممکنه هیچ دلیلی نداشته باشه
فقط دیگه دوست داشتنتون مرده باشه
بعدش درست عین همون وقتی که روت نمیشد بهش بگی دوستت دارم
عین همون وقتی که برای دوستت دارم گفتن بهش دنبال هزار تا دلیل و بهانه می گشتی
حالا هم روت نمیشه بهش بگی دوستت ندارم
حالا هم برای اینکه بهش بگی دوستت ندارم دنبال هزار تا بهانه و دلیل می گردی
هی تحمل کنی، هی هیچی نگی
اما گاهی حتی یه جرقه ممکنه منفجرت کنه
اما قبل اون جرقهه یه ذره صبر کن
اون حق داره که بدونه
فقط یه چیزی هست
تو باید بهش بگی که:
دیگه دوستت ندارم
به همین راحتی!
رویای صادقانه
مرا به یاد آر ، آن روزی که از تو جدا خواهم شد
Remember me when I gone away
به جايي دور راهی ، تا دیار گور خواهم شد.
Gone for away into the silere land
در آندم صید دستانت دیگر نمی گردم
When you can no more hold me by the hand
به قدر نیم برگشتی به سویت بر نمی گردم
Nor I half turn to go you turning stay
مرا یاد آر ،آن روزی که روزی نیست در پیشم
Remember me when no more day by day
ز فرداهای امید ت نگویی اند کی بیشم
You tell me of our future that you planned
مرا یاد آر ، فقط آنی که دریابی
Only remember me you understand
که بهر من به اندرزو دعا وقتی نمی یابی
It will be late to counsel then or pray
اگر خواهی فراموشم کنی تا لحظه ای باری
Yet if you should forget me for a while
پس از آنم چو یاد آری تو ننمایی بسی زاری
And after words remember do not grieve
اگر باقی گذارد مردن و ظلمت ز من روزی
For if the darkness correption leave
بسی از افکار دیروزی که در سر داشتم روزی
A nestige of the thaught that once I had better by
همان بهتر که از یادم بری لبخند بگشایی
For you should forget smile
مرا به یاد آر ، آن روزی که از تو جدا خواهم شد
Remember me when I gone away به جايي دور راهی ، تا دیار گور خواهم شد.
Gone for away into the silere land
در آندم صید دستانت دیگر نمی گردم
When you can no more hold me by the hand
به قدر نیم برگشتی به سویت بر نمی گردم
Nor I half turn to go you turning stay
مرا یاد آر ،آن روزی که روزی نیست در پیشم
Remember me when no more day by day
ز فرداهای امید ت نگویی اند کی بیشم
You tell me of our future that you planned
مرا یاد آر ، فقط آنی که دریابی
Only remember me you understand
که بهر من به اندرزو دعا وقتی نمی یابی
It will be late to counsel then or pray
اگر خواهی فراموشم کنی تا لحظه ای باری
Yet if you should forget me for a while
پس از آنم چو یاد آری تو ننمایی بسی زاری
And after words remember do not grieve
اگر باقی گذارد مردن و ظلمت ز من روزی
For if the darkness correption leave
بسی از افکار دیروزی که در سر داشتم روزی
A nestige of the thaught that once I had better by
همان بهتر که از یادم بری لبخند بگشایی
For you should forget smile
مرا به یاد آر ، آن روزی که از تو جدا خواهم شد
Remember me when I gone away به جايي دور راهی ، تا دیار گور خواهم شد.
Gone for away into the silere land
در آندم صید دستانت دیگر نمی گردم
When you can no more hold me by the hand
به قدر نیم برگشتی به سویت بر نمی گردم
Nor I half turn to go you turning stay
مرا یاد آر ،آن روزی که روزی نیست در پیشم
Remember me when no more day by day
ز فرداهای امید ت نگویی اند کی بیشم
You tell me of our future that you planned
مرا یاد آر ، فقط آنی که دریابی
Only remember me you understand
که بهر من به اندرزو دعا وقتی نمی یابی
It will be late to counsel then or pray
اگر خواهی فراموشم کنی تا لحظه ای باری
Yet if you should forget me for a while
پس از آنم چو یاد آری تو ننمایی بسی زاری
And after words remember do not grieve
اگر باقی گذارد مردن و ظلمت ز من روزی
For if the darkness correption leave
بسی از افکار دیروزی که در سر داشتم روزی
A nestige of the thaught that once I had better by
همان بهتر که از یادم بری لبخند بگشایی
For you should forget smile
مرا به یاد آر ، آن روزی که از تو جدا خواهم شد
Remember me when I gone away به جايي دور راهی ، تا دیار گور خواهم شد.
Gone for away into the silere land
در آندم صید دستانت دیگر نمی گردم
When you can no more hold me by the hand
به قدر نیم برگشتی به سویت بر نمی گردم
Nor I half turn to go you turning stay
مرا یاد آر ،آن روزی که روزی نیست در پیشم
Remember me when no more day by day
ز فرداهای امید ت نگویی اند کی بیشم
You tell me of our future that you planned
مرا یاد آر ، فقط آنی که دریابی
Only remember me you understand
که بهر من به اندرزو دعا وقتی نمی یابی
It will be late to counsel then or pray
اگر خواهی فراموشم کنی تا لحظه ای باری
Yet if you should forget me for a while
پس از آنم چو یاد آری تو ننمایی بسی زاری
And after words remember do not grieve
اگر باقی گذارد مردن و ظلمت ز من روزی
For if the darkness correption leave
بسی از افکار دیروزی که در سر داشتم روزی
A nestige of the thaught that once I had better by
همان بهتر که از یادم بری لبخند بگشایی
For you should forget smile

ای ول حاج آقا

این هم یکی از راههای رسیدن به خدا است![]()
پسر خاله

بودنم را هيچ کس باور نداشت هيچ کس کاري به کار من نداشت بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم زيبا وقشنگ انکه خوابيده در اين گور سرد بودنش را هيچ کس باور نکرد.

این دهکده بیهوده زیباست![]()
آسیاب ها![]()
بیهوده می چرخند![]()
شعر دست مرا گرفته![]()
به دور دست ها می برد![]()
صدای میل طویل گیاه به روییدن
صدای خواهش شفاف آب به جاری شدن
صدای ریزش نور ستاره بر جدار مادگی خاک
صدای انعقاد نطفه معنی
و بسط ذهن مشترک عشق
صدا،صدا، صدا، تنها صداست که می ماند
در سرزمین قد کوتاهات
معیارهای سنجش
همیشه بر مدار صفر سفر کرده اند
چرا توقف کنم؟
من از عناصر چهار گانه اطاعت می کنم
و کار تدوین نظامنامه قلبم
کار حکومت محلی کوران نیست
مرا به زوزه دراز توحش
در عضو جنسی حیوان چه کار
مرا به حرکت حقیر کرم در خلا گوشتی چه کار
مرا تبار خونی گل ها به زیستن متعهد کرده است
تبار خونی گل ها، می دانید؟
فروغ فرخزاد
دنیای دوست داشتنی
|
دوستت دارم ، نه به خاطر شخصيت تو ، بلكه به خاطر شخصيتي كه من در هنگام با تو بودن پيدا مي كنم. هيچ كس لياقت اشكهاي تو را ندارد و كسي كه چنين ارزشي دارد باعث اشك ريختن تو نمي شود. اگر كسي تو را آن طور كه مي خواهي دوست ندارد ، به اين معني نيست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد. دوست واقعي كسي است كه دستهاي تو را بگيرد ولي قلب تو را لمس كند . بدترين شكل دلتنگي براي كسي آن است كه در كنار او باشي و بداني كه هرگز به او نخواهي رسيد . هرگز لبخند را ترك نكن ‚ حتي وقتي ناراحتي چون هر كس امكان دارد عاشق لبخند تو شود. تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ، ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي. هرگز وقتت را با كسي كه حاضر نيست وقتش را با تو بگذراند ، نگذران . شايد خدا خواسته است كه ابتدا بسياري افراد نامناسب را بشناسي و سپس شخص مناسب را ، به اين ترتيب. وقتي او را يافتي بهتر مي تواني شكرگزار باشي. به چيزي كه گذشت غم مخور ، به آن چه پس از آن آمد لبخند بزن . هميشه افرادي هستند كه تو را مي آزارند ، با اين حال همواره به ديگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسي كه تو را آزرده ، دوباره اعتماد نكني. خود را به فرد بهتري تبديل كن و مطمئن باش كه خود را مي شناسي قبل از آنكه شخص ديگري را بشناسي و انتظار داشته باشي او تو را بشناسد . زياده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترين چيزها در زماني اتفاق مي افتد كه انتظارش را نداري . |
پرنده گفت : چه بويی چه آفتابی
آه بهار آمده است
و من به جستجوی جفت خويش خواهم رفت
پرنده از لب ايوان پريد
مثل پيامی پريد و رفت
پرندهی کوچک
پرنده فکر نمیکرد
پرنده روزنامه نمیخواند
پرنده قرض نداشت
پرنده آدمها را نمیشناخت
پرنده روی هوا
و بر فراز چراغهای خطر
در ارتفاع بیخبری میپريد
و لحظههای آبی را
ديوانهوار تجربه میکرد
پرنده آه فقط يک پرنده بود
فروغ فرخزاد
پس دلم تا کی فضای غصه رو مهمونیه
من دیگه بسه برام تحمل این همه غم
بسه جنگ بی ثمر برای هر زیاد و کم
وقتی فایده ا ی نداره غصه خوردن واسه چی
واسه عشقهای تو خالی ساده مردن واسه چی
نمی خوام چوب حراجی رو به قلبم بزنم
نمی خوام گناه بی عشقی بیو فته گردنم
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیش همه یه هیزومه آماده شم
یا یه موجود کم و با افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
همه حرف خوب می زنن اما کی خوبه این وسط
بدو خوبش به شما ما که رسیدیم ته خط
قربونت برم خدا چه قدر غریبی رو زمین
آره دنیا ما نخواستیم دل و با خودت نبین
نمی خوام در به دره پیچ و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزمه آماده شم
یا یه موجود کم و پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم
این همه چرخیدیو چرخوندی آخرش چی شد
اون بلیط شانس بگو قسمت کی شد
همه درویش همه عارف جای عاشق پس کجاست
این همه تلسم و بکرجای خوش دنیاکجاست
نمی خوام در به دره پیج و خمه این جاده شم
واسه آتیشه همه یه هیزم آماده شم
یا یه موجوده کمو پر افاده شم
وایسا دنیا وایسا دنیا من می خوام پیاده شم

![]()
شاید روزی بیاید
که حالِ من هم خوب شود ...
هوا خوب شود
باران خوب شود ،
عشق خوب شود ،
و تو ... خوبِ من شوی
و من ... ؛
خوب شوم ...
/-/-/-/-/-/-/
زیباست !
اینکه حس کنی همه ی وجودِ هیجان زده ات ،
رویِ صفحه های دفتر ؛
از کسی که حضورش را حس می کنی - ملموس ؛
بگوید ...
و اینکه تمامِ وجودِ دفترت
پر از حسِ حضورِ کسی شود
که تو ، اورا ؛
نه به خاطرِ حضورش
بلکه به خاطرِ ظهورش
می پرستی ...
![]()
شاید روزی بیاید
که حالِ من هم خوب شود ...
هوا خوب شود
باران خوب شود ،
عشق خوب شود ،
و تو ... خوبِ من شوی
و من ... ؛
خوب شوم ...
/-/-/-/-/-/-/
زیباست !
اینکه حس کنی همه ی وجودِ هیجان زده ات ،
رویِ صفحه های دفتر ؛
از کسی که حضورش را حس می کنی - ملموس ؛
بگوید ...
و اینکه تمامِ وجودِ دفترت
پر از حسِ حضورِ کسی شود
که تو ، اورا ؛
نه به خاطرِ حضورش
بلکه به خاطرِ ظهورش
می پرستی ...
If You Love Me
Wish I could tell by the look in your eyes (where I stand)
Wish I could tell what you're feeling inside (but I can't)
Wish you would say what I'm needing to hear (you want me)
Give me a sign thatb would make it all clear (just show me)
Don't leave my heart out here on the line
If you love me let me know
So all of me can just let go
You can have me heart and soul
If you love me...then just let me know
You let me think that I don't have a chance (none at all)
You turn away when I capture your glance (should I fall)
And then you say you've been dreamin of me (am I right)
And I don't know what i should believe
I wanna give you what you need
I wanna be there in your dreams
You gotta show me that you want it as much as I do
Wish I could tell by the look in your eyes
Don't leave my heart out here on the line
با تو،
دويدم تا انتهای عشق
جزخودهيچ نيافتم.
با خود دويدم تا انتهای آينه
جز توهيچ نيافتم.
و دوباره با تو،
دويدم تا انتهای عشق
و اين بار،
جز آينه هيچ نيافتم.
و دو باره با تو،
دويدم تا انتهای آينه
جز توهيچ نيافتم










































