مالکه کلبه رویا صاحبه چشمهای ابری
حقیقت داره که بامن واسه همیشه قهری؟
توبودی گفتی عزیزم نداریم باهم میونه
این جوابه یک فرشته است به خطایه یک دیونه
تویه شعرا کم نوشتن برسه به دست زیبا
توقضاوت کن عزیزم کم سفر کردی تو بیما
چشمایه ناز توشاید ازمنه دیونه خسته ان
یک شبه سرده زمستون چمدونه عشق روبستم
شاید از یک جاده دور رسیده واست یک مهمون
دیگه کار دسته توداده این دله خیلی پریشون
دوست دارم تمام شه دنیایک شبه از هم به پاشه
اگر اون قلبه زلالت ازدستم رنجیده باشه
اگر توبه هر بهونه دوست داری ازمن جداشی
اگه این واست یک بنده دوست داری ازش رهاشی
تویه رویاهام همیشه نازه چشمات روکشیدم
ازچه راهایی گذشتم تا آخربه تو رسیدم
اون شبای که تومیبستی چشماتو با فکره راهت
دوره عکست من میگشتم به بهونه زیارت
چه نذرهای که کردم تایک شب بیای تو خوابم
تویه دریای و من چی خیلی باشم یک حبابم
صورتت رونگاه کن که مثله قرصه نازه ماهی
تو به بخش ازدیونه اگرسرزد اشتباهی
واسه شکنجه من نکنی یک وقت تلافی
یه بارم بده به این دل کمی وقته اضافی
منتت رو داره این دل همیشه تا ته هستی
نگو که پنجره هارو روی این پرنده بستی
میدونم دوستم نداری از حالا تابه همیشه
برایه من اما هیچ کی مثله تو نمی شه
میدونم از مهربونی واسه من تو کم نزاشتی
حالا که اینهارو گفتم عزیزم دوست دارم حسابی
اگر قصره آرزو مو بشکنی به هم بریزی
خودت اینو خوب میدونی که چقدر واسم عزیزی
حرفه اخر اگر یک روز دوقسمت بشه دنیا
یک طرف تمام مردم یک طرف فقط تو عزیزم
چه قبولم کنی چه بگی که نمی پزیرم
اینقدر دیونت ام من که بازم واست میمیرم
****************************
